تبليغاتX
IT فکر کنید
کارشناس اداره کل پارک ها و مراکز علم و فناوری کشور ( وزارت علوم. تحقیقات و فناوری )
دوستم پل، برای کریسمس از برادرش یک ماشین هدیه گرفت. صبح روز عید، از دفتر کارش بیرون آمد و دید که یک پسربچه ولگرد، دور ماشین جدید و براق او میگردد. پسرک با حسرت پرسید :
- آقا! ماشین مال شماست؟
پل سرش را تکان داد و گفت :
- برادرم، برای کریسمس آن را به من داده است.
- یعنی این را به شما داده و از شما پول هم نگرفته؟ پسر کاش...
البته پل میدانست که پسر چه آرزویی داشت، او دلش میخواست برادری مثل برادر پل داشته باشد، ولی پسرک با حرفی که زد او را حسابی متحیر کرد. پسرک آرام گفت :
- ای کاش! میتوانستم این طور برادری باشم.
پل با حیرت به پسرک نگاه کرد و بعد کاملا بی اختیار گفت :
- دوست داری با این ماشین یک دوری بزنی؟
- اوه البته که دوست دارم.
بعد از کمی ماشین سواری، پسرک با چشمهای براقش نگاهی به پل کرد و گفت :
- آقا! میشود مرا تا جلوی خانه مان ببرید؟
پل لبخند زد. میدانست که پسرک چقدر دلش میخواهد همسایه هایش ببینند که او سوار چه ماشینی شده است، ولی باز هم اشتباه کرده بود، چون پسرک گفت :
- میشود جلوی آن پله نگهدارید؟
پل ماشین را جلوی پله ها برد. پسر پیاده شد و یک دقیقه بعد با برادر فلجش برگشت. او را روی پله پایینی گذاشت و به ماشین اشاره کرد و گفت :
- بادی! میبینیش؟ درست همانی که به تو گفتم. برادرش کریسمس آن را به او هدیه داده است و یک سنت هم از او نگرفته! یک روزی خیال دارم من هم برای کریسمس، همچین هدیه ای به تو بدهم تا بتوانی بروی و از ویترین مغازه ها هدایای کریسمس را تماشا کنی، چون من هر چقدر هم تعریف کنم فایده ای ندارد و خودت باید ببینی.
پل از ماشین پیاده شد و بچه را از روی پله بلند کرد و توی ماشینش گذاشت. چشمهای برادر بزرگتر از خوشحالی برق میزد. سه نفری یک روز تعطیل پرخاطره را در کنار هم گذراندند.
آن سال عید، پل تازه معنی این حرف مسیح را فهمید که فرمود :
«هیچ نعمتی بالاتر از بخشش وجود ندارد...»
دان کلارک
از کتاب نغمه عشق
+ نوشته شده در  دوشنبه 10 تیر1387ساعت 8:39  توسط عبدالمجید دراهکی   | 

هزاره سوم به زعم صاحبنظران عصر اطلاعات و به تبع آن فناوري اطلاعات است.حركت جوامع صنعتي به سوي جامعه اطلاعاتي سالهاست كه آغاز گشته و از اوايل دهه 90 به بعد شتابي فزاينده يافته است.بگونه اي كه سرعت اين حركت در كشورهاي كمتر توسعه يافته من جمله ايران به خوبي حس مي گردد.اصطلاحاتي همچون e-commerce ,e-government,e-learning,-e-society و.... از جمله لغاتي هستند كه علي رغم نوظهور بودن و اينكه هنوز در منصه عمل كاملا جا نيفتاده اند با اين وصف در كشورها كمتر توسعه يافته اي چون كشور ما نيز واژه هاي آشنا به شمار مي آيند.واين نيست جز به سبب ماهيت تحول آفرين و شتابدار اين فناوري كه انديشمندان را واداشته آنرا در زمره فناوريهاي نظام آفرين به شمار آرند و ورود جامعه بشري به عصري نوين بنام عصر اطلاعات را اذعان دارند.
چنين چشم اندازي سبب مي شود كه لزوم حركت سريع و چابك كشورهايي نظير كشور ما در عرصه فناوري اطلاعات بخوبي احساس گردد.اما لازمه هر برنامه توسعه و تحول, ايجاد بستر مناسب براي جذب, گوارش و بكارگيري فناوري است .فناوري اطلاعات نيز دربند اين لزوم بوده علاوه اينكه بدليل ماهيت تحول افرينش براي جذب و بكارگيري آن نياز به تدقيق و برنامه ريزي كلان و استراتژيك مي باشد.در يك مدل توسعه پويا1, توسعه منابع انساني لازمه, براي برنامه پيش بيني شده ,يكي از محورهاي اصلي و شايد مهمترين محور هر برنامه توسعه مي باشد.در اين راستا تجهيز آحاد ملت به قابليتهاي بهره گيري از فناوري و آشنايي با آن يكسوي قضيه است و تربيت نيروهاي متخصص كه در طي فرايند برنامه ريزي اخذ تكنولوژي و توسعه و بكارگيري آن عاملان اصلي مي باشند جنبه ديگر قضيه مي باشد. ضرورت
خوشبختانه تركيب جوان جمعيتي كشور و نيروي تحصيل كرده و در حال تحصيل بالاخص در علوم كامپيوتر علي رغم اينكه كافي نمي باشد اما پتانسيل مناسبي در حوزه تكنيكي و فني فناوري اطلاعات فراهم آورده است.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 2 تیر1387ساعت 11:37  توسط عبدالمجید دراهکی   | 

نشست رئوسای پارک های علم و فناوری کشور در پارک علم و فناوری پردیس

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 22 خرداد1387ساعت 11:8  توسط عبدالمجید دراهکی   | 

تجربيات جهاني بر مي گردد به سال 1950 و دره ي سيليکون، آمريکائي ها با ايجاد آن دره و کنار هم آوردن مراکز تحقيقاتي و آن مثلث پژوهشي و کارهائي که در آن زمينه صورت گرفت انقلاب عصر الکترونيک را پايه گذاري کردند. ريشه ي زير ساختي اختراع ترانزيستور، IC و کامپيوتر به همين موضوع بر مي گردد. اين ايده به سرعت مورد استقبال قرار گرفت و کشورهاي ديگر هم متوجه شدندکه اگر شرايطي را بوجود آورند که مبادلات علمي و فني بين عناصر حوزه ي فناوري، از ايده تا مارکتينگ و توسعه بازار آن محصول فناورانه فعاليت مي کند صورت گيرد، اين جريان، هم افزائي و آثار بسيار مثبتي ايجاد خواهد کرد. البته بحث هاي ديگري همچون SMEها و نقش موسسات کوچک و متوسط در توسعه علمي و فناوري کشورهاي مختلف نيز باعث گرديد اين ايده بسيار مورد استقبال قرار گرفته و اول در اروپا، بعد هم به آسيا کشيده شود و در حال حاضر به وسعتي بالغ بر هزار پارک و چند هزار انکوباتور گسترش يافته که اهميت اين موضوع و نقشي که در توسعه اقتصادي کشورها ايجاد کردند را مي رساند.
سابقه اين موضوع در ايران به 10 سال پيش به شهرک علمي تحقيقاتي اصفهان ، بر ميگردد. مسوولان شهرک موفق شدند فرهنگ سازي را در کشور انجام دهند و موضوع را ملموس کردند و از طرفي هم بهانه هاي لازم ايجاد شده بود، از طرفي گفته مي شد دانشگاه مسير خود و صنعت هم مسير خود را طي مي کنند و هر چقدر هم ما دفتر ارتباط با صنعت و غيره ايجاد کنيم اينها بيشتر در مرحله صحبت مي ماند و آن تحولي که در شکل گيري تکنولوژي بايد صورت مي گرفت انجام نمي شود و اين راه حل ارائه گرديد و مسوولان هم استقبال کردند. فاصله بين موسسات اقتصادي، کارآفرينان - افرادي که کار صنعتي مي کنند- و دانشگاه -که کار علمي مي کند-، را بايد به شکلي پيوسته کرد؛ تا نتايج کارهاي علمي دانشگاهي بتوانند به موسسات اقتصادي موفق تبديل شوند. راه حل اين گپ، پارک ها و مراکز رشد بود.نيروي انساني متخصصي که مهارت آموزشي را کسب کرده ولي مهارت هاي کارآفريني را ندارد، اول به مراکز مي آيند و تکنولوژي ايجاد مي شود و بعد بايد اين تکنولوژي به بخش صنعت انتقال پيدا می کند. پارک هاي علمي فناوري براي ايجاد يک رابطهجي تعاملي بين اين دو بخش که حس مي شد از هم جدا هستند مناسبترين زير ساخت است. الان ۱۹ پارک داريم و خوشبختانه با حمايتي هم که رهبري بارها در سخنانشان از اين حرکت کردند اين موضوع در حال رشد است.
اکنون اکثر دانشگاه هاي بزرگ کشور به سمت تشکيل مراکز کارآفريني و مراکز رشد رفته اند. چون اين موضوع جزء اهداف برنامه چهارم توسعه نيز هست و برنامه در خيلي از بخش ها اشاره مستقيم به پارک ها و مراکز رشد دارد، به خاطر اينکه اصلا فصل چهارم برنامه، اقتصاد دانش محور است و اينکه ما اين منابع انساني مان را چگونه سازماندهي کنيم تا به همان اهداف عاليه اي که اقتصاد دانش محور دارد، (ايجاد ارزش افزوده و در نظر گرفتن از بين رفتن منابع فيزيکي و...) برسيم.
ما بايد با حال و هواي کشور خودمان ببينيم راهکارهاي توسعه فناوري چيست؟ و با در نظر گرفتن شرايط ما استراتژي اصلي را براي توسعه فناوري در حال حاضر بالا بردن توان رقابتي واحد هاي فناور مي دانيم.
+ نوشته شده در  چهارشنبه 11 اردیبهشت1387ساعت 16:46  توسط عبدالمجید دراهکی   | 

 

نياز به نوآوري به‌وضوح روشن است. تداوم‌پذيري  و رشد سازماني منوط به نوآوري است. سازماني كه به‌كارگيري نوآوري را نمي‌پذيرد و فرهنگ نوآوري را توسعه نمي‌دهد در جامعة پرآشوب جهاني، بقا نخواهد داشت. به همين جهت امروز سازمانها نيازمند اين هستند كه از عملكرد نوآورانه خود اطمينان حاصل كنند.

در يك ارزيابي بيروني با هدف شناسايي عملكرد كلي چندين سازمان و رتبه‌بندي آنها مانند اين تحقيق به ويژه در شرايطي كه مباحث جديد مديريتي به سختي با شرايط حاكم بر سازمانها هماهنگي پيدا مي‌كنند و در پارادايمها و شيوه‌هاي ادارة آنها جاري مي‌شوند، كافي است كه به جهت به جريان انداختن و نهادينه كردن تدريجي اين طرز تفكر به بررسي وجود يا عدم وجود ديدگاههاي نوآورانه درراهبرد تدوين شده و مباني فرهنگي حامي نوآوري در سازمانها پرداخته شود.

بدين جهت، مطالعات نشان مي‌دهند كه موفقيت نوآوري به عوامل متعددي بستگي دارد كه از زيربنايي‌ترين آنها مي‌توان وجود پايگاه دانش سازماني كارآ و روزآمد و شناسايي سريع و صحيح فرصتها و تهديدات فرا روي سازمان را نام برد. بررسي فرصتها و تهديدها بايد منجر به تدوين راهبردهاي نوآوري شود و يكي از مهمترين عوامل پشتيباني طرحهاي نوآوري، پايگاه دانش سازمان است.

بنابراين سازمانها در مسير نهادينه كردن تفكر نوآوري و در جهت بسترسازي و تقويت زير ساختهاي فكري و اطلاعات سازمان در برخورد با فرصتها و تهديدهاي پيش روي آن و افزايش احتمال موفقيت در تبديل تهديدها به فرصتها و بهره‌برداري از فرصتها و ايجاد نوآوريها، بايد به فكر ايجاد مديريت دانش در درون خود باشند و با تقويت هر چه بيشتر و روزافزون آن در عصري كه از كسب و كارهاي اطلاعات - پايه به سمت كسب و كارهاي دانش - پايه مي‌رود بتوانند رشد و بقاي خود را تضمين كنند. بنابراين نوآوري و مديريت دانش دو مبحث جدايي‌ناپذيرند و بهتر است جهت اندازه‌گيري نوآوري در مدل پيشنهادي به اندازه‌گيري مديريت دانش توجه شود.

امروز  دانش مهمترين دارايي در سازمانهاي پژوهشي است و مديريت دانش اصليترين فرايند سازمانهاست و اولين قدم در مديريت دانش، تدوين راهبرد مديريت دانش و بيان شفاف خواسته‌هاي سازمان از ايجاد مديريت دانش در تمام مراحل چرخة آن در سازمان است.
چرخة مديريت دانش همين طور نشان مي‌دهد كه مديريت دانش، يك فعاليت گروهي است كه بدون مشاركت و همكاري مديريت و كاركنان در تمام مراحل آن به ثمر نخواهد نشست و به همين دليل وجود بينش شفاف سازماني كه بتواند چارچوب و مسير كلي مديريت دانش را تعيين كند و موجب تقويت تعهد مديريت و كاركنان شود از اهميت بسزايي برخوردار است، علاوه بر اين تعهد بيشتر مديريت و كاركنان باعث تقويت بينش سازماني خواهد شد.

 اين امر به نوبة خود موجب تشويق و تسهيل كارهاي گروهي كه از اركان نوآوري است مي‌شود. كارهاي گروهي باعث دسترسي آسانتر به ايده‌هاي نو و تسريع فرايند نوآوري و افزايش احتمال موفقيت مي‌شوند.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 13 شهریور1386ساعت 17:45  توسط عبدالمجید دراهکی   | 

عامل بودن؛

  نخستين عادت، توجه به حق انتخاب است


شروع از پايان درذهن؛

  اگر نمي دانيد كجا مي خواهيد برويد، همه راهها شما را به مقصد مي رساند


نخست به اولين ها پرداختن؛

    به سمت عمل كردن گام بر مي داريم


برنده - برنده انديشيدن؛

اين تئوري به ما كمك مي كند تا به وسيله روشهاي نظام يافته به راه حل برنده - برنده دست يابيم


اول فهميدن و سپس فهماندن؛

  اول در پي فهميدن باشيد، سپس سعي كنيد بفهمانيد


هم افزايي (سينرژي)؛

عادت هم افزايي، علاقه مندي به مفهوم ارزشمندتر بودن جمع از مجموع ارزشهاي هريك از اجزاي تشكيل دهنده آن است


اره تيزكردن (پيشرفت مستمر و فرايندهاي پيشرفت).

مردمان موثر براساس اين عادت، مردماني هستند كه به طور مداوم بازنگري و نوسازي آنچه را انجام مي دهند و روش آن را مدنظر قرار مي دهند

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 29 مرداد1386ساعت 17:45  توسط عبدالمجید دراهکی   | 

پارک علم و فناوري سازماني است كه بوسيله متخصصين حرفه اي مديريت مي شود و هدف اصلي آن افزايش ثروت در جامعه از طريق ارتقاء فرهنگ نوآوري و رقابت سازنده ميان شركت هاي حاضر در پارك وموسسه هاي متكي بر علم و دانش است. براي دستيابي به اين هدف پارك جريان دانش و فناوري را در ميان موسسات آموزش عالي و پژوهشي , شركتهاي خصوصي و بازار به حركت انداخته و با مديريت خود رشد شركت هاي متكي بر نوآوري را از طريق مراكز رشد و فرآيندهاي زايشي تسهيل  مي كند.

*            هدف از ايجاد پارك علم و فناوري چيست؟

·              كمك به افزايش ثروت در جامعه از طريق توسعه اقتصاد دانش محور

·              تجاري سازي نتايج تحقيقات و تحقق ارتباط بخش هاي تحقيقاتي و توليدي و خدماتي جامعه

·              افزايش قدرت رقابت و رشد شركت هاي متكي بردانش

·        كمك به جذب دانش فني و سرمايه هاي بين المللي و داخلي

·              افزايش حضور و مشاركت تخصصي شركت هاي فنّاوري داخلي در سطح بينالمللي

·        حمايت از ايجاد و توسعه شركت هاي كوچك و متوسط فنّاوري و حمايت از موسسه ها و شركت هاي تحقيقاتي و مهندسي نوآور، با هدف توسعه فنّاوري و  كارآفريني

*      پارك علم و فناوري چه وظايفي برعهده دارد ؟

·              كمك به ارتقاء دانش فني واحدهاي فنّاوري به منظور رقابت در عرصه جهاني

·        سازماندهي براي ارائه خدمات موثر و مورد نياز به واحدهاي فنّاوري به منظوركمك به رشد آنها

·        سازماندهي توانايي‌ها و امکانات موجود در منطقه براي ايجاد پيوند بين امكانات و منابع دانشگاهها و مراکز علمي و فنّاوري و صنعتي منطقه و توانايي هاي واحدهاي  فنّاوري

·               كمك در جهت دهي مراكز علمي مرتبط با پارك به سوي تحقيق در رشته‌هاي مورد نياز واحدهاي فنّاوري

·        ايجاد فضاي مناسب فعاليت علمي و مهندسي براي جذب دانشمندان و متخصصان داخل و خارج از کشور

·        ايجاد بستر مناسب براي فعاليت واحدهاي تحقيق و توسعه دولتي و غيردولتي در پارك

·        ايجاد بستر مناسب حضور و همكاري واحدهاي فنّاوري خارجي در پارك براي توسعه فنّاوري شركت هاي بومي

·        ايجاد بستر لازم براي فعاليت مشترك واحدهاي فنّاوري داخلي و خارجي

·        تشويق پژوهش با هدف توسعه محصولات و فرآيندها و با هدف دستيابي به فنّاوري

·        کمک به ايجاد شرکت ها و بنگاه هاي اقتصادي جديد از طريق مراكز رشد واحدهاي فنّاوري

*      شرايط ايجاد پارك علم و فناوري چيست ؟

·        وجود حداقل دو دانشگاه دولتي و غيردولتي توانمند و حداقل 10.000دانشجو در رشته ها و زمينه هاي مرتبط با فعاليت پارك در منطقه

·  وجود حداقل يك شهرك صنعتي توانمند در منطقه

·  وجود حداقل 150 شركت توليدي وصنعتي و50 شركت تحقيقاتيو خدمات مهندسي خصوصي فعال در زمينه هاي مرتبط با فعاليت پارك در منطقه

·        اعلام آمادگي حداقل 10 واحد فنّاوري براي مشاركت در تاسيس پارك و يا حضور در آن

·        وجود امكانات شهري و تاسيساتي مناسب در منطقه

·  اعلام همكاري برخي دستگاههاي مرتبط دولتي از قبيل استانداري، دانشگاهها، اداره‌هاي كل استان و واحدهاي توليدي بزرگ استان

·  مساحت لازم براي ايجاد پارك در شروع حداقل 5  هكتار و حداكثر 30 هكتار مي‌باشد.

·  وجود تاييديه مراجع ذيربط از قبيل شهرداري، كميسيون ماده 5 يا شوراي عالي شهرسازي در مورد مالكيت و كاربري زمين مورد نظر

·  وجود راههاي دسترسي مناسب به مناطق شهري، دانشگاهي و صنعتي مجاور

·  وجود تاسيسات پايه شامل آب، برق و تلفن حداقل تا يك كيلومتري زمين مورد نظر براي احداث پارك

حال اين سوال که چرا استان بوشهر که داراي بهترين منابع در سطح کشور در زمينه هاي شيلات و آبزيان ، نفت و گاز و پتروشيمي ، کشاورزي ، صنايع دريايي ،  فناوري اطلاعات و ارتباطات و غيره دارد و از اولين استانهايي نيز است که طرح خود را توسط دکتر مصلح به وزارت علوم تحقيقات و فناوري ارائه داد . پارک علم و فناوري داشته باشد .

زمين که به اندازه 600 هکتار تملک شده است – طرح هم که توسط دکتر مصلح آماده و ارائه شد – زمينه هاي لازم هم در استان داريم – مصوبه رييس جمهور محترم  هم وجود دارد – وزارت نفت هم مکلف به ساخت پارک شده است – زير ساخت ها هم به اندازه يک ميليارد تومان آماده شده است – نيروي راه انداز هم در استانمان وجود دارد . پس درد ما چيست . خدا پدر سياست را بسوزاند که دمار از روزگار استان ما درآورده است.  هرچه بقيه استانها از سياست به نفع خودشون استفاده کردند ما در تخريب خودمون استفاده کرديم .  اين موضوع بخصوص در زمينه علم و فناوري به خوبي خود را نشان داده است . مرکز رشد (خليج فارس بوشهر ) که عيان است چه حاجت به بيان است . شما دوستان عزيز هم نظرات خودتون را بنويسيد شايد حداقل دل ما آرام بگيرد .

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 23 مرداد1386ساعت 15:11  توسط عبدالمجید دراهکی   | 

 

بزرگ بود
و از اهالي امروز
و با تمام افق هاي باز نسبت داشت

بامداد روز سوم شهريور ماه 85 بود که دست تقدير روزگار يکي از چراغ هاي  سبز دانايي و ايثار استان بوشهر و شهرستان دير را خاموش نمود . چراغي که مردان سياست او را سياستمداري  حقوقدان ميدانستند که با علم و دانش خود مسائل لاينحل سياسي استان  را حل مي نمود . نظامي ها او را اسوه صبر و تحمل مي دانستند که هميشه ايده هاي جديد و متفکرانه اش انگشت تعجب را بر دهانها رقم مي زد . جانبازها که خود واژه ايثار را هم خوب مي شناختند و هم لمسش کرده بودند او را مهد ايثار و از جنس خود مي دانستند چونکه او در نگاهشان نيازشان را احساس مي کرد .

دانشجويان اورا استادي دانشجو مي دانستند چرا که استادي را از زمينهاي کشاورزي دوراهک تا پذيرش در مقطع دکترا دانشگاه سوربن فرانسه آموخته بود . کودکان روستاي دورافتاده و فقير شهرستان دير او را اديسون مي دانند چونکه برق را درمقطع نياز احساس به انها داد و مردان و زنان پير و جوان او را ساقي آب شيرين مي دانند .

يک انسان بود به معناي واقعي انسانيت. اين امتياز بزرگ را هيچ منصب و عنواني نتوانست از او بگيرد. نگاه انساني او به پيرامونش بود که تواضع و فروتني و سرفرود آوردنش را در برابر هم نوعان باعث مي شد. او انساني به تمام معني مومن بود . از آن مومناني که ايمانش را دست افزار سوداگري هاي رندانه و طلبکارانه نکرد. او با اينکه جانباز بود و رزمنده اي سختي کشيده اما هرگز افتخارات جانبازي و رزمندگيش را به رخ نکشيد .

به مردمان شهرستان دير آموخت که  حقشان چيست و دست يافتن به حق،  چه معناي شيريني دارد آنگونه که تلخي آن را بعد از رفتنش احساس کردند  . حق هايي که براي دست يابي به هر کدامش يک جوهمت نياز داشت و مقداري هم معرفت به مسائل روز . آري او کسي نبود جز استاد بزرگ دانشگاه ، جانباز هشت سال دفاع مقدس ، فرماندار شهرستان دير ، نوسنده حدود 20 اثر پاسدار ناو سالار يکم حاج حيدر دوراهکي که در يکي از روستاههاي شهرستان دير و در خانواده اي متوسط ديده به جهان گشود . به دليل کم درامد بودن پدر نتوانست به مدرسه برود و پا به مکتب خانه هاي قرآن گذاشت تا چشمه هاي سواد را آنجا بياموزد . او با هوش و ذکاوت خود توانست مدت کمي که در مکتب خانه بود قران را فوق العاده و استثنايي بخواند و قسمتي از آن نيز حفظ کند که اين موضوع موجب شيفتگي استاد قرانش به او شد و او را به مدرسه معرفي نمود و در خصوص توانايي هاي بالاقوه اش توضيحات فراوان داد . او وارد مدرسه که شد توانست در عين ناباوري همگان و معلمانش گوي سبقت را از همکلاسي هايش پيشي بگيرد و  5 کلاس دوره ابتدايي را در 3 سال پشت سر بگذارد و قدرت ذهن و تفکر او تمام معلمان را به وجد آورده بود . بالاخره با سختي و فشار مالي فراوان خانواده  توانست ديپلم را در شهرستان دير کسب کند اما به دليل مشکلات مالي خانواده نتوانست به دانشگاه برود و جهت کسب درآمد و خرجي خانواده به حرفه کشاورزي مشغول شد و توانست از اين راه کسب درآمد براي خود و خانواده اش بکند . و در زمان اغاز جنگ تحميلي وارد سپاه پاسداران شد و در تبليغات سپاه کارهاي گرانبهايي را در خصوص تشويق و اعزام نيروها به جبهه هاي حق عليه باطل انجام دهد  . در همين اثنا در اثر يک بمباران ناجوانمردانه دشمن بعثي جانباز شيميايي شد . پس از جنگ نيز به دانشگاه رفت و در رشته حقوق فوق ليسانس را گرفت استاد دانشگاه آزاد اسلامي واحد بوشهر شد . و در مقطع دکترا نيز در دانشگاه سوربن فرانسه پذيرفته شد که به دلايلي نتوانست برود . و در اين بين توانست فرماندهي قسمت ها مختلف سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در مقطع استاني و کشوري ، مدير کل بنياد جانبازان و ايثارگران استان بوشهر ، فرمانداري شهرستان دير و دهها سمت ديگر استاني و کشوري نائل شود .

وقتي که کلکسيون افتخارات مادي و معنوي خود را تکميل نمود و به مردم طعم عدالت و خدمتگذاري را مي آموخت گلچين روزگار امانش نداد و او را به ديار يار فرستاد . اما پس از درگذشت ايشان در اوايل شهريورماه 85 تا اواخر مهرماه  جلسات ، کنگره ها و مراسماتي را در بزرگداشت ايشان توسط سازمانها ي مختلف و مسئولين برگزار شد،  سپس او را به دفتر خاطرات تاريخي استان بوشهر سپردند و حتي از او يک سخن هم به ميان نياوردند .  شايد اين رسم روزگار باشد که تنور دنيا تا زماني که داغ است نان خوب مي پزد . اما فراموش نمودن فردي مثل حاج حيدر دراهکي که مي تواند سخت کوشي اش و علمش  براي جوانان و نوجوانان ، درايتش براي سياستمداران، صبرش براي جانبازان ، اخلاقش  براي ايثارگران  و تفکرات نو آورانه اش براي مديران استان الگو باشد ضربات سنگيني را به استان ما وارد نمايد که مسئوليت ان نيز بر عهده مديران ارشد استان بخصوص استاندار دلسوز و خستگي ناپذير استان مي باشد  . اين را افرادي که از نزديک با او در ارتباط بوده اند يا اثار او را مطالعه نموده اند خيلي خوب درک مي کنند. و بالاخره در پايان نيز بايد گفت که زندگي صحنه يکتاي هنرمندي ماست، هرکسي نغمه خود خواند و از صحنه رود، صحنه پيوسته به جاست ، خرم آن نغمه که مردم بسپارند به ياد .

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 21 مرداد1386ساعت 16:25  توسط عبدالمجید دراهکی   | 

صحبت کردن در خصوص انسان ، بحث و تبادل نظر در مورد انسان امري مهم است که ممکن است همه ما را دچار مشکل کند . گاهي موقع و يا شايد مي شود گفت اکثر مواقع شنيده ايد که انسان را اشرف مخلوقات مي نامند . و شايد هم بعدش از خودتون بپرسيد؟  چرا انسان ؟ خوب يک نفر در جواب ميگويد انسان داراي مغز است ! يکي ديگه ممکن است فکر کند انسان ناطق است ! نه شايد هم فکر کند انسان داراي محبت و وفاداري و علاقه است ! اما بعد از مدتي که همين انسانها بيشتر مطالعه کردن و بزرگتر شدن مي بينند که ماده مغز در کله پاچه فروشي ها هم پيدا مي شود و کله پاچه ايي ها هم قاتل انسان که نيستند !!! و راستي من هم يه جاندار ديدم که ناطق بود و حرف مي زد ! اصلا شبيه به ما نبود ! اسمش پرسيدم گفت من طوطي هستم !!! در مورد محبت و عشق و علاقه و وفاداري اسامي حيوانات زيادي چون اسب و سگ و اشتر هم در ليست ديدم !!!

پس انسان چه بوده که او را اشرف مخلوقات خواندن ؟

از همه پرسيدم تا اينکه در کتاب آسماني پيام آور دينم حضرت محمد (ص ) خواندم که نوشته بود انسان داراي اختيار است و قوه تفکر و انتخاب دارد . اختيار تشخيص تمايز خوب از بد ، زشت از زيبا ....

پس انسان داراي قوه اي است که از طريق آن مي تواند خوب و بد را از هم تشخيص دهد و به درجه نهايي پيشرفت مخلوقات خداوندي يعني سعادت و جاودانگي دست يابد و آن هم چيزي نيست جرء تفکر و قوه فکري انسان .

اين مقدمه چيني ها را کردم که در مورد يه موضوع مهم در مراکز رشد يعني مالکيت فکري اشاره کنم .

مالکيت فکري به هر گونه آفرينشي که از ذهن نشات گيرد اشاره دارد . که شامل حق ثبت اختراع ،علائم تجاري ، طرح هاي صنعتي ، اطلاعات افشا نشده با ارزش يا رمزهاي تجاري ، کپي رايت و حقوق مربوطه ، انواع مدارک جديد نشان هاي جغرافيايي مي باشد .

مالکيت فکري به دامنه حقوقي - اجرايي اشاره دارد که از توليدات فکري از طريق جلوگيري از کپي کردن يا استفاده از توليد ، محافظت مي کند و در نتيجه مزيت رقابتي را فراهم يا در بازار ايجاد انحصار مي نمايد .

حال بنظر شما بهترين راه حل جهت محافظت از مالکيت فکري در مراکز رشد و پارک هاي علم و فناوري چيست ؟

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 21 مرداد1386ساعت 16:16  توسط عبدالمجید دراهکی   |